پرش به محتوا

مجتمع آموزشی مهارتی فردیس مهر

  • صفحه اصلی
  • معرفی مجتمع
    • درباره مجتمع
    • پیام مسئولین مجتمع
    • رویکرد آموزشی مجتمع
    • حوزه‌ی مدیر عامل
    • ارزش‌ها و اهداف مجتمع
    • آشنایی با مدیریت
    • آشنایی کادر مجموعه
  • خانه های مهارتی
    • خانه زبان‌های خارجی
    • خانه سلامت و تندرستی
    • خانه علم و کار
    • خانه مهارت‌های زندگی
    • خانه هنر
  • بلاگ
    • روانشناسی
      • رفتار با کودک و نوجوان
      • اختلالات کودک و نوجوان
      • کودکان با نیازهای ویژه
    • فرهنگ و هنر
      • کتاب
      • فیلم و انیمیشن
      • آموزش
      • آثار دانش‌آموزان
      • بازی و سرگرمی
    • علم و تکنولوژی
  • تماس با ما
منو
  • صفحه اصلی
  • معرفی مجتمع
    • درباره مجتمع
    • پیام مسئولین مجتمع
    • رویکرد آموزشی مجتمع
    • حوزه‌ی مدیر عامل
    • ارزش‌ها و اهداف مجتمع
    • آشنایی با مدیریت
    • آشنایی کادر مجموعه
  • خانه های مهارتی
    • خانه زبان‌های خارجی
    • خانه سلامت و تندرستی
    • خانه علم و کار
    • خانه مهارت‌های زندگی
    • خانه هنر
  • بلاگ
    • روانشناسی
      • رفتار با کودک و نوجوان
      • اختلالات کودک و نوجوان
      • کودکان با نیازهای ویژه
    • فرهنگ و هنر
      • کتاب
      • فیلم و انیمیشن
      • آموزش
      • آثار دانش‌آموزان
      • بازی و سرگرمی
    • علم و تکنولوژی
  • تماس با ما
رفتن به شهر مردگان
رفتن به شهر مردگان
رفتن به شهر مردگان
  • فرهنگ و هنر
  • بلاگ
  • 28 آبان 1401
رفتن به شهر مردگان

نویسنده: ماهان یزدانی، کلاس سوم فردیس مهر، کلاس هنرهای نمایشی

سارا قبلا در خونه‌ای زندگی می‌کرد. اما یک روز با مادرش بحث کرد که می‌خواهد از آن‌جا برود که ماجراجویی کند. بعد مادرش گفت: نه از این‌جا نرو. اما سارا به حرف او گوش نداد و از آن‌جا رفت و بعد رفت و رفت و رفت تا به جنگلی رسید و بعد شیری دید و بعد فرار کرد، اما شیر خیلی سریع بود. او رفت به سمت دشت که شیر به مانعی خورد. او با خود گفت این‌جا که چیزی نیست. بعد پیشگویی را دید. او از مهارت‌های کلاس سوم استفاده کرد، رایانه، هنرهای نمایشی، رباتیک، فوتبال. از همه‌ی این‌ها استفاده کرد و توانست نامه‌ای را که پیشگو نوشته بود بخواند: از همه‌ی ترس‌ها عبور می‌کنی و به خونه‌ی مبلی می‌رسی. بعد از رفتن به آن‌جا اما هنوز سوالی داشت اینکه چه‌جوری شیر نتوانست به این‌جا بیاید. بعد یک چیز دیگری دید که نوشته بود برگزیده بعد با حیوان رو به رو شد. با مارپیچ رفت و اسکلت را دید و اسم‌های‌شان روی آن بود، سپس همه چیز را فهمید. تمام این مدت او و مادرش افراد برگزیده بودند. برای همین بود که مادرش نمی‌خواست که او برود. سپس به حیوان یک تبر پرتاب کرد و با مادرش با خوشی زندگی کرد.

اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
تازه‌ها
گزارش تصویری:جلسه آموزگاران
  • گزارش
گزارش تصویری:جلسه آموزگاران
گزارش تصویری:مسابقه فوتبال
  • گزارش
گزارش تصویری:مسابقه فوتبال
گزارش تصویری:یلدا 1404
  • گزارش
گزارش تصویری:یلدا 1404
گزارش تصویری:انتخابات انجمن اولیاء و مربیان
  • گزارش
گزارش تصویری:انتخابات انجمن اولیاء و مربیان
تماس با ما
  • پیش دبستان و دبستان
  • خیابان جمهوری، چهارراه ادیان، خیابان میرزاکوچک خان، جنب کلیسای مریم مقدس، مجموعه مدارس فردیس مهر، پلاک ۱۳
  • ستاد ثبت‌نام مجتمع: 02188140174
  • ارتباط با مدرسه:02165021077
  • ارتباط با مدرسه:02165021269
با ما در شبکه‌های اجتماعی همراه باشید
Instagram
Telegram
Eaparat

کپی رایت © کلیه‌ی حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به مجموعه مدارس فردیس مهر است.